اسلایدر

دفتر اسناد رسمی 354 مشهد










دفتر اسناد رسمی 354 مشهد

همراه با سردفتران

همکاران محترم در سراسر ایران و همچنین متقاضیان کار در دفاتر اسناد رسمی می توانند در این صفحه از وبلاگ تقاضای خود را در قسمت نظرات همین صفحه ثبت کنند و بلافاصله این تقاضا به صورت پستی جدید  نمایش داده می شود . همکاران محترم و متقاضیان کار در دفاتر اسناد رسمی باید رزومه و مشخصات خود را مانند نمونه زیر برای این وبلاگ بفرستند :

نمونه استخدام : به يك نفر سندنويس / ثبات / بايگان / آبدارچي/ کاریر رایانه / نماینده نيازمنديم . شرایط:حداقل داراي ۲ سال سابقه / سن  ۴۰ سال /خانم / اقا / تلفن ۱۱۱۱۱۱۱۱

نمونه آماده به كار : .... هستم / حدود سن / مجرد،متاهل/ساكن مشهد خيابان احمدآباد ... / ليسانس حقوق /مسلط به سندنويسي / بدون سابقهء كار در دفتر اسناد/ تلفن تماس۰۹۳۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

ضمنا این وبلاگ در قبال مزاحمت های تلفنی هیچگونه مسولیتی ندارد

برای مشاهده درخواست های کار اینجا کلیک کنید

این پست پست ثابت است برای مشاهده ی مطالب جدید به پست های بعدی مراجعه فرمایید


برچسبها: کاریابی دفاتر اسناد رسمی , کاریابی دفاتر اسناد رسمی مشهد , استخدام , مشهد
نوشته شده در جمعه 17 مرداد1393ساعت 22 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

برای دانلود و مشاهده کلیشه و نمونه اسناد دفاتر اسناد رسمی

و راهنمایی های لازم به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

و یا برای مشاهده نمونه سند های کامل اینجا کلیک کنید

اگر نمونه سند مورد نیاز را پیدا نکردید در قسمت نظرات همین پست درخواست دهید

تا در اسرع وقت بر روی وبلاگ قرار گیرد

 این پست،پست ثابت است برای مشاهده مطالب جدید به پست های بعدی مراجعه کنید


:ادامه مطلب:

برچسبها: نمونه سند , نمونه اسناد , کلیشه , نمونه سند دفاتر اسناد رسمی , کلیشه مورد نیاز دفاتر اسناد رسمی
نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1392ساعت 15 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

برای دانلود نمونه وکالت و رضایت ازدواج (توسط پدر بر دختر) اینجا کلیک کنید


برچسبها: نمونه سند , نمونه اسناد دفترخانه , کلیشه
نوشته شده در چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 22 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

سلام

وقتی من مدیر عامل یک بانک خصوصی بودم با رییس هیات مدیره کانون قرار ملاقات داشتم، ملاقات ماراجع به تنظیم یک تفاهمنامه در خصوص امور درمان ورفاهی دفاتر اسناد رسمی بود.

بناداشتم با استفاده از تجربیات کارشناسان همراهم موقعیت مناسبی را برای جذب منابع مالی کانون از طریق بانک فراهم آورم .وقتی هم که با کارشناسان واعضای هیات مدیره بانک خودمان را جع به موضوع مذاکره می کردیم متفقاً نظر این بود که باجذب منابع مالی کانون، هم ما به عنوان بانک منتفع می شویم وهم دفاتر اسناد رسمی از خدمات مناسب بیمه ای از جمله بیمه درمان ونیز خدمات رفاهی ووام مناسب برخوردار می شوند.

خلاصه، از موقعیت پدید آمده خیلی خوشحال بودم. جالب اینکه از منابع موثق دیگر هم خبر داشتم که کانون هم از موقعیت پدیدآمده خوشحال است تاجایی که رییس هیات مدیره کانون درجمع اعضای هیات مدیره گفته بود:"تا کی باید پول مفت به بانک ملی بدهیم وهیچ منفعتی هم برایمان نداشته باشد جز اینکه روز به روز از ارزش پولمان کم می شودوما نیز جلو همکاران خود شرمنده،درست است که دفاتر برابر قانون موظفند ده درصد را به حساب کانون در بانک ملی بریزند ولی ماکه موظف نیستیم برای همیشه پول را درهمان حساب نگه داریم ترتیبی اتخاذ می کنیم که پول بیش از یک روز در بانک ملی نماند وبلافاصله به حساب بانک خصوصی مورد نظرمنتقل شودوسپس بر اساس تفاهمنامه موجود، از سود ومنافع مترتبه آن بهره مند می شویم" بله عزیزان خودمان را آماده یک بازی برد برد(که الان هم خیلی مرسوم است واصلاً باز ی باخت برد دیگر معنی ندارد)آماده کرده بودیم. با کارشناسان مربوط خودرا به کانون رساندیم ، عزیزان کانونی هم به گرمی از ما استقبال کردند وبعد وارد فاز اصلی کار شدیم . ابتدا قرار شد مذاکرات در سطح کارشناسان دوطرف انجام شده ونتیجه به مدیران اعلام شود.در زمانی که کارشناسان مشغول مذاکره بودند(حدود 4 ساعت)بنده هم با مدیران راجع به مسائل مختلف کاری صحبت می کردیم وهرکدام هم سعی می کردیم وارد مباحث کارشناسی نشویم چرا که احتمال می دادیم صحبت های ما با نتایجی که کارشناسان اعلام می کنند همخوانی نداشته باشد، وجالب اینجاست که رعایت این موضوع توسط ما بردیگری نیز روشن بود. در طول صحبت،من از رییس هیات مدیره کانون پرسیدم "چه شد شما به این فکر افتادید که بجای بانک ملی با یک بانک خصوصی آنهم بانک ما مراوده مالی برقرار کنید؟" ایشان در پاسخ گفت"بعد از چندین سال که با بانک ملی کار می کنیم احساس می کنیم به شدت تحقیر واستثمارمی شویم، خدمات جنبی که به هیچ عنوان ارائه نمی دهد پیش کش حتی رعایت شان ما به عنوان یک مشتری عادی راهم ندارد، اگر یک همکار مادرصدد گرفتن وام برای خرید دفتر باشد اینقدر اورا اذیت می کنند که عطایش را به لقایش می بخشد وترجیح می دهد از افراد فامیل قرض بگیرد تا ازبانک ملی. بحث درمان همکاران وعائله آنان نیز مشکل مارا مضاعف کرده است وبا رسوب پولی که درحساب هاداریم امکان برقراری بیمه درمان درشان آنان به هیچ وجه برایمان میسر نیست، اما اینکه چطور به بانک شما رسیده ایم واقعیت این است که احساس می کنیم بانک خصوصی( بانک شما یاهربانک دیگر)شئون همکاران مارا بهتر رعایت می کند وقطعاً خدمات خوبی می توانیم بگیریم" من که منتظر چنین فرصتی بودم بلافاصله از موقعیت استفاده کردم وگفتم" بله به هر حال ما با یک قشر فرهیخته روبرو هستیم وطبیعی است که باید خدماتی که به آنان ارائه می دهیم اولاً متناسب با منزلت اجتماعی آنان ودوم اینکه با وجوه تودیعی آنان همخوانی داشته باشد" طولانی نکنم درهمین حال وهوا بودیم که کارشناسان دوطرف با چهره هایی بشاش وپیش نویس در دست وارد شدند، به کارشناسان بانکی خودمان صد در صد اطمینان داشتم که منافع بانک را در نظر می گیرند، راجع به کارشناسان کانون هم جسته گریخته اطلاعاتی داشتم وشنیده بودم که از افراد کارکشته وباتجربه هستند.بنابراین می شد حدس زد که بازی برد برد درحال شکل گرفتن است. کارشناسان دوطرف نظرات کارشناسی خودرادر خصوص پیش نویس تفاهم نامه ارائه دادند وهرکدام درصدد بودند با توجیهات منطقی دیگران را قانع کنند،ازجمله اینکه اعداد وارقام مسلم الوصول از کانون را لیست کرده بودند، همینطور خدماتی را که قرار است بانک ما به کانون ارائه کند نوشته بودند ، روی خدمات کمی مکث کردم:ارائه بیمه درمان وتکمیلی به سردفتران ودفتریاران وعائله تحت تکفل ایشان،پرداخت وام با مبالغ مختلف به کارکنان دفاتر،همکاری در جهت برخورداری دفاتر از خدمات زیارتی سیاحتی،وچند مورد دیگر،راستش انتظار داشتم لیست تعهدات ما بیش از اینها باشد برای همین پرسیدم انتظارات شما دراین حد است؟ ودوستان کانونی هم فرمودند ماوهمکارانمان قانعیم اگر همین خدمات را شما عزتمندانه به ما بدهیم ماراضی هستیم. من که حسابی خوشحال شده بودم وسعی می کردم به روی خودم نیاورم مشتاقانه منتظر امضا بودم ولی محض ادای احترام به طرف کانونی گفتم اول شما امضا بفرمایید، اینجابود که متوجه شدم کانونی ها از من مشتاق ترند ( نمی دانم بانک ملی با اینها چکار کرده بود که مشتاق امضای چنین تفاهمنامه ای بودند) خلاصه طرف کانونی هم امضا کرد وفقط مانده بود امضای من که یکباره پیامکی همچون خروس بی محل برایم آمد:سردفترعزیز،سامانه پوز امروز خراب است! بله اینجا بود که از خواب پریدم ودیدم که مدیر عامل بانک خصوصی نیستم . وآنچه که اتفاق افتاده خوابی بیش نبوده ، تازه یادم افتاد که فرداباید نسخ درمانی زوجه ام را با ترتیبی که اموردرمانی کانون گفته است به کانون ارسال کنم. ماندگار باشید ونه درمانده.

برگرفته از وبلاگ دفتر اسناد 30 دماوند


برچسبها: مقاله سردفتری , اسناد , کانون , اخبار سردفتری , اعتراض
نوشته شده در چهارشنبه 29 مرداد1393ساعت 16 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

8 سال سابقه کار مسلط به امور دفترخانه و سندنویسی و ثبت انی و خانم ...مشهد

ایمیل:ahouny@yahoo.com


برچسبها: کاریابی دفاتر اسناد رسمی , استخدام , کار در دفاتر اسناد رسمی مشهد
نوشته شده در سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 21 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

برای دانلود نمونه تفویض وکالت کلی اینجا کلیک کنید


برچسبها: نمونه سند , کلیشه , نمونه اسناد دفترخانه
نوشته شده در سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 9 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

برای دانلود نمونه تفویض وکالت قطعی غیر منقول اینجا کلیک کنید


برچسبها: نمونه سند , کلیشه , نمونه اسناد دفترخانه
نوشته شده در سه شنبه 28 مرداد1393ساعت 8 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

سیلور لایت : برای دانلود سیلور لایت اینجا کلیک کنید

 

نوشته شده در یکشنبه 26 مرداد1393ساعت 22 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

برای دانلود فایل هزینه اسناد خودرو های داخلی در سال 92 اینجا و برای دانلود فایل هزینه اسناد خودرو های خارجی اینجا کلیک کنید

ضمنا این دفترخانه هیچگونه مسولیتی در قبال درست یا نادرست بودن مبالغ موجود درفایل ندارد


برچسبها: هزینه سند خودرو , خرج سند ماشین , خرج سند ماشین 92
نوشته شده در شنبه 25 مرداد1393ساعت 16 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

به یک ثبات با خطی ریز و خوانا / خانم / مسلط به امور دفتر جاری و گواهی امضا جهت کار در یکی از دفاتر اسناد رسمی مشهد نیازمندیم . متقاضیان مشخصات و شرایط و حقوق مورد نظر به همراه شماره تماس خود را در قسمت نظرات همین پست به صورت خصوصی ارسال فرمایند.


برچسبها: کاریابی دفاتر اسناد رسمی , کار در دفاتر اسناد رسمی مشهد , کاریابی مشهد
نوشته شده در جمعه 17 مرداد1393ساعت 15 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

دانلود نمونه وکالت پروانه اکتشاف جامع

برای دانلود اینجا کلیک کنید


برچسبها: نمونه سند , کلیشه , نمونه اسناد دفترخانه
نوشته شده در سه شنبه 14 مرداد1393ساعت 12 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

به نقل از : وبلاگ پر محتوای یادداشتهای یک سردفتر اسناد رسمی

وقتی عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی کشور می فرمایند یک چهارم نقدینگی کشور در اختیار 600 نفر است چطور می توان به سلامت اوضاع اقتصادی موجود شک نکرد ، چگونه می توان اطمینان داشت که سایر مجموعه های پایین دست نیز از سلامت اقتصادی بهره ای برده اند ؟ ما به سایر مجموعه ها کاری نداریم اما در جامعه سردفتری که روزها و شبهایمان را با آن می گذرانیم که می توان نقد داشته باشیم اول از همه هم باید به سراغ خودمان برویم و از کانون بخواهیم تا اعلام کند کدامیک از دفاتر اسناد رسمی درآمدهای کلان و میلیاردی دارند ؟ اسناد دولتی و بانکهای خصوصی در کدام دفاتر اسناد رسمی تنظیم می شود ؟ تقسیم اسناد که دغدغه دفاتر اسناد رسمی است چرا سامان نمی یابد ؟ دفاتر مفسد و متخلف چرا بدون هیچ دغدغه ای فعالیت می کنند ؟ معرفی این دفاتر کمک خواهد کرد تا اگر از رانت استفاده می کنند رسوا و اگر واقعا" موفق هستند راز موفقیت خود را به دیگر دفاتر اسناد رسمی تسری بدهند ! آنچه روشن است این نکته است که کانون سردفتران و سازمان ثبت برقراری عدالت در مابین دفاتر اسناد رسمی را به فراموشی سپرده و اختیار بهره برداری از منابع اسنادی موجود در کشور را به حال خود واگذارده تا هر که بتواند به کانالهای مافیایی دسترسی بهتری داشته باشد از آب گل آلودی که برایش مهیا گردیده ماهی گرفته و منافع جامعه سردفتری را فدای منافع شخصی خود بنماید اینجاست که انگشت اتهام به سوی اعضاء هیات مدیره کانون نیز اشاره می رود ! کنترل اسناد اتومبیل ، املاک ، بانکی ، دولتی و تقسیم عادلانه آن بین دفاتر اسناد رسمی آن قدر هم پیچیده نیست و تکنولوژی این روزها امکانات لازم را برای آن فراهم نموده اما نه سازمان ثبت و نه کانون تمایلی به بهره برداری از آن برای بهبود این قسمت از قضیه ندارند و فساد به وجود آمده و رانت داده شده به همین تعداد معدود که قابل مقایسه با همان 600 نفر هستند را به برقراری عدالت و تقسیم عادلانه اسناد ترجیح می دهند . این بی عدالتی آنچنان عیان است که بوی مشمئز کننده آن روزانه مشام دفاتر اسناد رسمی را آزرده می کند دست بر قلم بردن در این روزها که ناامیدی از بهبود اوضاع در بین سردفتران موج می زند کار بسیار مشکلی است و بنده نیز از این قضیه مستثنی نیستم و آن شوری که در ابتدای کار داشتم اینک تقریبا" به صفر رسیده است . بازرسی های آبکی نیز در کنار ظلمی که تعداد معدود دفاتر با در انحصار گرفتن تنظیم اسناد خاص به دفاتر اسناد رسمی وارد می کنند مزید بر علت گشته تا ضمن ضربه به دفاتر اسناد رسمی منافع بازرسی نیز به نحو احسن تامین گردد و بازرسان شتری را که با بارش می برند را رها کرده و تخم مرغ دزدها و بی گناهان را مجازات کنند !! نگاهی به کیفرخواستهای صادره اخیر گواهی بر این مدعاست . همکارانی نیز در این فضای مجازی داشتم که روزی منتقد کانون و اوضاع موجود بودند و اینک همراه کانون و از امتیازاتی که از طریق کانون به آنها تعلق گرفته سود جسته اند و هر وقت گذرتان به کانون بیافتد یا عکسی در فضای مجازی و غیرمجازی انتشار یابد ، آنان را خواهید دید که البته دیدارشان جای بسی خوشوقتی است . در پایان نیز عرض می شود لینک این وبلاگ به عنوان یکی از اولین وبلاگهای تخصصی سردفتری و چند وبلاگ دیگر که حاضر به معرفی خود و وارد شدن به جمع وبلاگ نویسان نشدند از لیست وبلاگهای سردفتران سایت کانون و ... حذف شده است و متاسفانه دیده می شود این بی عدالتی و خارج کردن ناخودیها از جمع خودیها در هر مجموعه ای اتفاق می افتد و مجموعه داران حاضر به بر هم زدن کلکسیون افتخارات خود نیستند !


برچسبها: انتقادی , کانون , اخبار سردفتری
نوشته شده در شنبه 11 مرداد1393ساعت 16 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

حسین معدنی جاودانه شد

روحش شاد و یادش گرامی باد ....

«حسین معدنی جاودانه شد» این تیتر را شاید بچه های سایت فدراسیون والیبال چند هفته ای بود آماده داشتند. از همان روزی که خبر ابتلایش به اوده بدخیم سرطانی پانکراس را شنیدند. توده ای که با جراحی ابتدایی بدخیمتر شد و راه تنفسش را هم بست. حسین 43 ساله که بیش از 3 دهه عمر کوتاهش را در ورزش حرفه ای گذرانده بود هم با تمام چالاکی بدن حریف این بیماری نشد. مثل حجازی و مثل بابک معصومی جالا ورزشی ها قلب شان می تپد برای غلامحسین مظلومی و جواد رفوگر که با این درد بزرگ پنجه در پنجه انداخته اند. سرطان و سونامی اش خیلی زودتر از آنچه پزشکان پیش بینی کرده بودند از راه رسیده. راه تنفس را بر ورزشکاران که مقاوم ترین بدن ها را میان همه مردم کشور دارند بسته. خطر در کمین نشسته خطری که 2 سال قبل معصومه ابتکار رئیس فعلی سازمان محیط زیست و عضو وثت شورای شهر تهران درباره اش هشدار داده بود. درباره بنزین های آلوده و درباره پارازیت ها. دو بحرانی که هنوز در کمینند و می توانند باز قربانی بگیرند. حقیقتی که بعدتر در نتایج آزمایشگاهی و علمی انجام گرفته از سوی دولت جدید هم تائید شدند.

حسین رفت و شاید در این سال ها خیلی های دیگر هم به سان او اما بی صدا رفته باشند . شاید خیلی های دیگر هم در مرز ابتلا باشند. گشتن درباره مقصر و دادگاهی کردنش هم دردی دوا نمی کند اما کاش اراده ای باشد از دل دولت برای حل این بحران. برای پایان دادن به بحران بنزین ها و جایگزین کردن راهکاری فرهنگی به جای نشر پارازیت ها . وعده ای که عالی ترین مرد اجرایی کشور وعده داده برایش تلاش کند . این امید ما مردمی است که چشم به او داریم. تا شاید سرطان اینچنین ناگهان و به ناحق کودکان ، پدران ، برادران یا خواهران مان را به ناحق اسیر نکند .

به امید پیگیری مسولین....

فرهاد عشوندی


برچسبها: تسلیت
نوشته شده در شنبه 11 مرداد1393ساعت 16 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

23 ساله از مشهد /خانم /دارای 3 سال سابقه در دفتر اسناد رسمی و دارای مدرک لیسانس آماده همکاری با سایر دفاتر مشهد برای دفتریاری/ ایمیل : homa21166@yahoo.com


برچسبها: کاریابی دفاتر اسناد رسمی , استخدام , دفتریاری
نوشته شده در یکشنبه 5 مرداد1393ساعت 23 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|

برای دانلود مقاله بایسته های دفاتر اسناد رسمی اینجا کلیک کنید


برچسبها: مقاله سردفتری
نوشته شده در شنبه 4 مرداد1393ساعت 14 توسط نرگس اسماعیلی.امیر بیگی|



      قالب ساز آنلاین